تمايز

اين بحث تمايزها عجب مطلب جالبی ست ، در هر رابطه ای کشف اين مورد زيباست مثلا تمايز بين رهايی و جدايی .اينکه می توان از چيزی رها بود ولی جدا نبود ، اگر جدا باشی الزاما رها نيستی و...... البته اگر از مبحث حرفه ای بخواهيم پيش برويم بسيار می توان در مورد آن بحث کرد منتهی در وبلاگ می نويسم آنهم خلاصه تا اعلام کنم که دارم روش فکر می کنم و نظرات شما رو بدونم.يا حق

/ 8 نظر / 3 بازدید
ard

سلام دوست با مرام با صفا / مرز ميان دو حرف و کلمه که در واقع آن حس را بيان می دارد اينقدر کم است که قابل شناسايی نيست مانند مرز بين دو کشور که اين قدر فی ما بين دارد که مجبورند فاصله ای را بيطرف در نظر بگيرند/ موفق باشی

تسنيم

سلام خوندم. برميگردم نظرم رو ميگم. در پناه حق.

باربد

سلام/ جدايی و رهايی ، تمام تمايزشان در نگرش ما به آنهاست. گاهی جدايی همان رهايی است و گاهی يک دنيا فاصله بين آنهاست . من رها شدن را بيشتر می پسندم تا جدا شدن را .../ در مورد تمايز !!! بيشتر بنويس ...

نسيم مهرباني

سلام دوست گرامی ! کشف جالبی هست موضوع تمايز . من هم دوست دارم بيشتر در اين مورد بدونم ولی خوب شما زحمتش رو کشديد و جرقه رو در ذهنم روشن کرديد . ولی چطور ميشه متوجه تمايزها شد و در واقع حد مميز رو چطور ميشه مشخص کرد ؟؟؟ پيگير ادامه موضوع خواهم بود .........دلشاد و موفق باشيد

hamidreza

جدايی نقطه مقابل اکر وسوسه هاست.توجيه برای نرسيدن.اما پيش در آمدی زيبا (شايد)برای رهايی.يا علی.التماس دعا.

روح

سلام. از اينکه هنوز هم مرا فراموش نکرديد من هم خوشحالم... هميشه شاد باشيد.

رضا

سلام ... چه موضوع جالبی است ! گرچه بايد پرسيد رهايی از چه و جدايی از چه ؟ رهايی نوعی قيد و بند را فرض ميکند که تصويری منفی در ذهن بجا ميگذارد ولی جدايی تلاشی را در ذهن به تصوير ميکشد که نوعی پيوستگی را پيش از آن فرض کرده است ؛ پيوستگی ظريفی که رشته ی نامرئی نوعی الفت و نزديکی است که گسستن آن ممکن نيست ! مگر ميشود بندهای پنهانی را گسست ؟؟؟ ....

رضا

رهايی تلاشی است برای کندن آن قيود و اسارت و آزاد شدنی مطلق از این محدودیت و زنجیری که بسته شده است ...در حاليکه جدايی تلاشی است برای دل کندن از آن پيوستگی ! جدالی است برای خود شکستن و خود را خرد کردن تا شاید به هویتی تازه رسیدن .... اگر با ديگرانش بود ميلی .... چرا جام مرا بشکست ليلی ؟؟!!!!