ماهی

می گن يه روزی ملا نصرالدين برای ماهی گيری به جايی می ره که در تمام اون محوطه نوشته

بودن ماهی گيری ممنوع (پيشرفت اجتماع ملا نصرالدينی رو دارين؟) ملا مشغول ماهی گيری

ميشه بلاخره بعدازمدتی يه ماهی می گيره تا می آد اونوبالا بياره يه مامورپيداش ميشه وازاو

می پرسه داری چيکارمی کنی ؟ ملا درجواب می گه دارم شنا کردن روبه ماهی ياد می دم.

اساتيد فن عرفان ازاين داستان درارتباط با انسان وعشق استفاده می کنن . عشق و انسان

با هم عجين هستند......

  

/ 4 نظر / 6 بازدید
پسرک فضول

سلام، تمثیلت خیلی با حال بود. در عین حال به اساتید هم زدی ها..... اما می دانی آن عشق و عرفانی که بخواهد اینگونه به شاگردان و مریدان آموخته شود همان نتایج پیروی از شیعه صفوی و شیعه علوی است. حال کدامیک صحیح است باید از دکتر شریعتی پرسید. و یا اینکه از کتابهایی همچون کشکول شیخ بهایی برداشت کرد. التماس دعا ارادتمند پسرک فضول

tasnim

ببين من يه فاز عقبم . ميخواستم راجع به عشق و شيفتگی بگم.(لابد ماهی رو هر وقت...!) در عالم ناسوت که ما باشيم از نظر من عشق با خودش نوعی تملک مياره يعنی عاشق معشوق رو برای خودش ميخواد.البته اين شدت و ضعف داره ولی در هر صورت خواهی نخواهی وجود داره قبلنا! بهش ميگفتن غيرت عاشق (البته با معنای عاميانه لغت اشتباه نشه).اما در شيفتگی احتمال وجود چنين چيزی کمه. يعنی ميشه که کسی شيفته بخشی يا بخشهايی از وجود يه آدم ديگه بشه.در واقع صفات يا خصلتهايی در اون ببينه که فوق العاده مورد تحسين يا تائيدش باشه. شيفتگی لزوما به عشق منتهی نميشه اما گاهی با اون همراه ميشه .اون وقت وای به حال کسی که عاشق و شيفته باشه!!!!!!!. البته اين قصه سر دراز داره و اينجا مجالش نيست.فقط اين را هم اضافه کنم که عشق به خدا يا اونچه که عشق حقيقی ميگن مقوله اش عليرغم برخی شباهتهای ظاهری! جدا است.و در مرتبه ای بسيار بسيار بالاتر و والاتر قرار داره که البته يه ربط هايی هم با اين عشق مجازی داره... و حکايت همچنان باقی است.يا حق.

روح تشنه

سلام.. خيلی جالب بود دو ست خوبم. واقعا همينطوره.. عشق مکمل وجود انسانهاست...و دم خالی از عشق/ مرگ درد آلودی است/ که رسد پش تر از مرگ وجود...

ف.محمدی

سلام ممنون از اينکه سر زدی .راستی می تونی چند تا از وبلاگهای علمی بهم معرفی کنی؟می خوام باهاشو تبادل لينک کنم.ممنون