محبت و شاخص

داشتم به اين مسئله فکر می کردم که چه جوری می توان فهميد که کسی دوستت دارد ؟آيا می توان برای اين

مسئله شاخص تعريف کرد ؟ مثلا ميزان گذاشت که در روز چه کلمات و حرکات محبت آميزی بايد از اوسربزند

واگرازآن حد خارج شد نشون می ده يه جای کارايراد داره وبايد اشکال رو پيدا کرد (غمباد بگیريم ،  گفتگو کنيم

مطالعه کنيم ،  با ديگران مشورت کنيم و...... کلی راه حل پيدا می شه) سرشما رو درد نمی آورم بعد ازکلی کل

کل با خودم به اين نتيجه رسيدم که بحث يگانگيه واونقدراين مبحث عظمت داره که شاخص بردارنيست . نمی شه

با يک مفهوم که از فيلتر ما انسانهای مادی گذشته وطبق معمول چاشنی آرامش همراهشه اونو سنجيد اينا نظر

حقيره ،  دوست دارم نظرشمارو هم بدونم................. 

/ 4 نظر / 7 بازدید
پسرک فضول

سلام عزیز برادر، این که شما فرمودید در این مملکت و با تفکرات ایرانی جماعت همخوانی ندارد. ببین نازنین صنم، جامعه ایرانی ثابت کرده است که در هر لحظه می تواند به گونه ای باشد. در همین لحظه که برای مردم زلزله زده اشک می ریزد و همدردی می کند، در همان لحظه زیرآب یکی دیگر را در بازار و یا محل کار می زند که اگر دقت کنی واقعا دشمن طرف نیست بلکه فقط برای جند ریال بیشتر این کارها را می کند. در این قضیه شک نکن. کمی دور و اطراف خودت را ببین. و با دقت مسائل و روحیات دوستان و آشنایان را زیر نظر داشته باش. بد بین نیستم. کنکاش کرده ام و به نتیجه رسیده ام. بحث وسیعی خواهد بود ولی اگر واقعا کسی دوست داشتن را بلد باشد مطمئن باش زیر آب زنی، غیبت، پشت هم زنی و حسادت را سر لوحه زندگی خود قرار نمی دهد. باز هم بحث خواهیم کرد. ارادتمند، پسرک فضول

رضا

سلام خيلی موضوع جالبی رو مطرح کردی .. يگانگی ! وقتی به اين درجه از خلوص برسيم ديگر من و تويی نيست که کسی از ديگری بپرسد ملاک شما چيست ؟ يا ملاک من مثلا چه هست ؟ اصلا پرسشی نيست فقط حضور است ! بياد داستان مولانا افتادم که عاشقی در خانه ی معشوقی را زد . معشوق پرسيد کيستی ؟ عاشق گفت : من ! معشوق گفت برو و تا وقتی در تو (‌ من )‌ وجود دارد نيا ! بعد يکسال عاشق برگشت و معشوق پرسيد که هستی ؟ و عاشق گفت :‌ تو ! اينبار معشوق در را گشود و گفت حالا به جايی رسيده ای که ميتوانی بگويی عاشقی !

تسنيم

سلام . اين آقا رضا قشنگ نوشته بود.راستش خيلی وقتها فکر ميکنم اگه آدما دلشون مثل اقيانوس بود چی ميشد؟ ا.نوقت اگه دريا دريا عشق هم به پاشون ميريختی سرريز نميکردن. اما ... دلم نمياد اينو بگم ... اما ظاهرآ خيلی از ما ظرفيتمون به قول مرحوم شريعتی اندازه يه انگشتونه است . با يه قدر آب لبريز ميشيم. در پناه حق باشی.

ard

محبت از جانب انسان فانی نيست که بخواهد از آن ابزار درست کند و با آن تجارت کند و برای آن شاخص تعريف کند / خدا چون آگاه اندر دل آدمی بوده کوچک ذره ای از خود را به ما به امانت نهاده که آن دل است که مامن عشق و محبت است. راستی يادم رفت سلامممممممممممممم کنم / موفق باشی