كشف

ديدن بزرگترها
نویسنده : rah - ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٥
 

ديروزبا بچه هارفته بوديم عيدديدنيه بزرگترهای گروهمون جاتون سبز سبز.ديدن کسانی که به علت درگير کردن خودم با کار،مدتها بود که نديده بودمشان. چقدرازدواج اتفاق افتاده در سال قبل و من بی خبرمانده بودمخلاصه کلی با بچه ها گفتيم و خنديديم و خاطرات مرور کرديم .چون بايد از تعداد زيادی از دوستان ديدن می کرديم حدس می زدم که کلی هم شيرينی ميوه آجيل چای هم بايد بخوريم بنابراين ناهار را ميل ننمودم با وجود حدس صحيح بازدوباره پيش بينی اتفاقات غير مترقبه را نکرده بودم در سه ديدار اول حسابی از تنقلات و ميوه تناول کرديم و غافل از شيرکاکائو و آش نذری شديم درهر حال همين پرخوری بدون تناسب باعث شد که شب از شکم درد به خود بپيچم وهی به خودم بگم که آخه مومن مگه مجبور بودی خودت رو منفجر کنی از ما که گذشت شما مواظب خودتون تو اين عيد باشيد