كشف

داستان نويسی
نویسنده : rah - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ شهریور ،۱۳۸٤
 

چند وقتيه دارم به اين فکر می کنم که شروع به نوشتن داستان در مورد بچه های انجمن بکنم . اولش به اين داشتم فکر می کردم که چه شخصيتهايی برای اين کار مناسب هستند کلی در  اين مورد با خودم کل کل کردم.ياد ماکارنکو افتادم و تصوير پردازی در مورد کودکان کلونيش، آگاهی او در مورد پيشرفت بچه ها کمکش کردتا بتواند در آن محيط بسيار عالی تاثير گذار باشد (البته طبق نوشته ی کتاب) .يکی ديگر از عواملی که باعث تشويقم در اين زمينه شد؛ داوطلبی ست که با بچه ها در زمينه ی خلاقيت ذهنی کار می کند بحثی که ديروز با  او داشتيم در زمينه ی هدايت انرژی بدون مانع آنهم با تغييراتی که در کلاس می دهند تا بچه ها فقط انرژی را هدايت کنند و خودشان مانع ايجاد کنند و برايش راه حل پيدا کنند به نوعی خلق کردن يادشان نه بهتره بگم به يادشان می آوردوتمرين می کنند که در همه ارکان زندگی اين گونه فکر کنند و پيش روند،بود .خلاصه اينکه اين دوشخصيت در زمينه ی شخصيتيه من به ياد آورنده ی علاقه به نوشتن وخلق کردن هستند و دارم می بينم که با اين ياد آوری چه جوری سرنوشت می تونه تغيير کنه و چه جوری ديگران می تونند در اين کار سهيم باشند. بابا سرنوشت تغيير دهندگان..... با تشکر از جناب دکتر عزيز که ايشان هم مدام به اين مورد اشاره می کردند.