كشف

سياوش
نویسنده : rah - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳
 

درمورد سياوش قبلا نوشته بودم اينکه اين پسر کوچولو۶ساله است و در خانواده ای زندگی می کنه که

پدر و مادرش معتاد وکارشان گدايی ست البته بزه هم دراين خانواده بسيار وجود دارد مثل دزدی و قاچاق

مواد و.... نوشته بودم که اين پسرمارو وقتی مشغول گدايی بود گرفته بودند و به يکی ازمراکزبهزيستی

منتقلش کرده بودند . طبق حکم قاضی به خاطراينکه بچه در خانواده بدسرپرست زندگی می کرد قيم دولت

شده بود . چقدربابت اين قضيه همه ما درانجمن خوشحال بوديم بماند، تصور اينکه آينده اين بچه نجات

پيداکرده برايم بسيارخوش آيند بود و به نوعی پذيرش سختی های کارمان به نظربهتر می آمد .  دو هفته  

پيش بطورغيرمترقبه ای مرا صدا زدند ،  وقتی وارد دفتر شدم مديرمان چيزی را پشتش قايم کرده بود، همه

ازعلاقه ای که به اين بچه داشتم خبردار بودند...  ديدم سياوش می گه سلام من اومدم شادی و ناراحتی با هم

سراغم اومدند پسرک معصوم ما دوباره به کانون فساد برگشته بود هر چند که خانواده اش بسيار پی گير

آمدن دوباره او بودند ولی چه خانواده ای و برای چی ... همين خانواده ۲سال پيش دختر هفت ساله شان را

وقتی مشغول گدايی بوده گم کرده اند و هيچ خبری هم از او نيست نسترن الان بايد ۹ ساله باشد ولی کجاست

ما هم نتوانسته ايم پيدايش کنيم و حالا سياوش آمده چند روز پيش که برای کاری به دنبال پسر بزرگها رفته

بودم داخل محل او را ديدم دور يک ماشين پرايد می چرخيد و مدام با دستگيره هايش ور می رفت عجب دردی

ديدن اين فرشته داشت در محلی که آنقدر صداها بلند و وحشتناک است که به قتل و کتک زدن وتجاوزو زخمی

شدن بی تفاوت می شوی جايی که هر روز يک قتل در آن اتفاق می افتد... فرشته های نازنينی وجود دارند که

صدای کمکشان گوش را کر می کند شايد هم بهتره بگم طلب می کنند آنوقت ما داريم چه می کنيم.......