كشف

کودکان کار
نویسنده : rah - ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٥
 

کنشگران،  محبوبه حسین زاده

انجمني براي كودكانی که جای بازی کار می کنند.

28/6/85

كوچه بن بست است ،همانند ديگر كوچه هاي محله اي كه به سختي مي توان باور كرد بخشي از پايتخت ايران است .در اين كوچه بن بست، فقط دو خانه قديمي وجود دارد،‌ خانه اي كه براي كودكان محله اي كه از در و ديوارش بوي فقر می بارد. فقر با همه همسایگانش؛ مهاجرت، زندگي بدون شناسنامه و كار در سنين كودكي.

انجمني براي سوادآموختن، حرفه آموزي و ساعتي كودك بودن و كودكانه بازي كردن .در اتاق هاي قديمي كه دور تا دور حياط اين ساختمان قرار گرفته اند، كودكان كار در كلاس هاي مختلف مشغول درس خواندن هستند از پيش دبستاني تا اول راهنمايي.اولين گروه كودكاني كه در انجمن حمايت از كودكان كار، خواندن و نوشتن را آغاز كردند ،اكنون به كلاس اول راهنمايي رسيده اند.

90درصد اين كودكان، افغاني هستند و مهاجر غيرقانوني و بدون شناسنامه .به همين دليل هم حق درس خواندن در مدارس ايران را ندارند . محمدي،مسئول بخش آموزش انجمن حمايت از كودكان كار از شيوه سوادآموزي به اين كودكان مي گويد:" در اين انجمن كه با هدف حمايت از كودكان كار و خيابان و كودكان در معرض آسيب، از مردادماه سال 1381كار خود را آغاز كرده،كودكان به شيوه نهضت سوادآموزي سواد مي آموزند چون اكثر اين كودكان بازمانده از تحصيل و بزرگ تر از سن دبستان هستند و هم اكنون فقط  در يكي از كلاس هاي اول دبستان به صورت آموزشي به شيوه آموزش و پرورش ايران تدريس مي شود البته كلاس پنجم و اول راهنمايي هم مطابق متد درسي آموزش و پرورش تدريس مي شود ."

محمدي مي افزايد:" كودكان تا كلاس پنجم ،روزي 2ساعت درس مي خوانند و كودكان پنجم و اول راهنمايي روزي 4ساعت.روز پنج شنبه هم روز بازي و كلاس هاي فوق برنامه است البته در طول هفته هم كلاس هاي فوق برنامه براي كودكان داريم مثلا سه شنبه كلاس عكاسي داريم و كلاس آرايشگري هم روزهاي يك شنبه و دوشنبه برگزار مي شود. "

محمدي مي گويد:"هم اكنون 347كودك در اين انجمن تحت پوشش كلاس هاي سوادآموزي و يا حرفه آموزي قرار دارند و با احتساب كودكان غربتي كه فقط در كلاس هاي نقاشي و بازي شركت مي كنند، اين تعداد به 370نفر مي رسد .كليه اين كودكان در بدو ورود با انجمن، به واحد مددكاري ارجاع مي شوند و وضعيت شان از لحاظ خانوادگي،اقتصادي و ...از طريق بازديد از منزل محل اقامت شان مورد بررسي قرار مي گيرد و سپس امكان عضويت در انجمن و حضور در كلاسهاي سوادآموزي و يا حرفه آموزي را مي يابند.همچنين در اين انجمن بخش روان شناسي هم داريم كه به مشكلات آموزشي ، تحصيلي و خانوادگي اين كودكان رسيدگي مي كند."

زهرا بناساز، مديرعامل و عضو هيات موسس انجمن حمايت از كودكان كار، نيز مي گويد: "براي سوادآموزي به اين كودكان از مدرسان با حقوق ثابت استفاده مي ‏كنيم. با استفاده از نيروهاي ثابت بهتر مي توانيم براي آموزش كودكان برنامه ريزي كنيم و همين ‏موضوع، انجمن را به اهداف مورد نظر خود نزديك تر مي كند هرچند تامين حقوق و هزينه معلمان ‏آموزش ديده چندان راحت نيست ولي حداقل مطمئن هستيم كه معلمان آموزش ديده كه جزو ‏نيروهاي موظف هستند، هميشه در كلاسها حاضر مي شوند و اين موضوع دانش ‏آموزان را بيشتر به ادامه دوره آموزشي ترغيب مي كند.‏

به گفته بناساز؛" هزينه هاي اين انجمن از كمك هاي مردمي و افراد نيكوكار تامين مي شود البته‏ بهزيستي هم از شروع فعاليت اين انجمن، در مجموع 20 ميليون تومان به ما كمك كرده است".

****
زنگ انشاي كلاس پنجمي ها است .3پسر و 9دختر در كلاس پنجم ابتدايي نشسته اند و به انشاي يكي ديگر از همكلاسي ها گوش مي دهند و مثل تمام كودكان مدارس ابتدايي و همه زنگ هاي انشا، هنوز انشا تمام نشده ، گفتن اشكالات شروع مي شود.خانم رضايي كه به مدت دو سال است در اين انجمن، در كلاس پنجم تدريس مي كند، براي افزايش مهارت نوشتن در اين كودكان، هفته اي سه كتاب را در كلاس مي خواند و سپس اين دانش آموزان بايد به دلخواه از يكي از آنها انشا بنويسند.از رضايي درباره تركيب جنسيتي دانش آموزان كلاس مي پرسم .مي گويد: پسرها بيشتر در كلاس هاي پايه مقدماتي كه روزي دو ساعت است، شركت مي كنند ولي در كلاس هاي پنجم و بالاتر به دليل طولاني تر بودن ساعات كلاس ها، به دلیل کار کردن نمي توانند در كلاس ها شركت كنند.در كلاس پنجم روزي چهار ساعت كلاس برگزار مي شود ."

حضور سيما كه زني 29ساله است در جمع كودكان 14-15ساله كلاس پنجم،بيشتر از هر چيز ديگر توجه را به خود جلب مي كند.سيما ،زني افغاني و مادر يك كودك كار است كه اتفاقا پسرش هم در همين كلاس درس مي خواند.سيما كه در سن 14سالگي ازدواج كرده، مادر دو دختر است و سه پسر.سيما تا قبل از اين با شكستن قند، پول اندكي بدست مي آورده تا به اصطلاح كمك خرج همسرش باشد كه از طريق دستفروشي با يك گاري امرار معاش مي كند .
 سيما مي گويد:"زندگي مان هيچ پيشرفتي نمي كرد و شوهرم هم نمي تواند به همه خرج روزگار برسد.پسرم هم كه در همين كلاس درس مي خواند، از ساعت يك تا 8شب در يك مغازه كار مي كند.خودم هم مي خواهم درسم را تا كلاس سوم راهنمايي بخوانم چون اون جوري وقتي به افغانستان بروم مي توانم درس بدهم و معلم باشم ."
صحبت هاي سيما را راضيه، دختر ريزنقش و زيبايي كه در همين كلاس درس مي خواند، قطع مي كند. راضيه با ذوق و شوق مي گويد كه تصميم گرفته در آينده دكتر، نويسنده، خواننده و بازيگر شود!!! و جالب بود كه اكثر كودكان كلاس مي خواستند دكتر و يا نويسنده بشوند.

****
زنگ تفريح است و دخترها و پسرها در زير آلاچيق گوشه حياط مشغول شيطنت هستند و دختران هم سرگرم پچ پچ كردن .عده اي هم به سرعت خود را به كتابخانه كه در ساختمان مجاور قرار داد ،مي رسانند البته جز عده اي از دانش آموزان كه به نوبت در هر روز  مامور تميزكردن و جاروكشي كلاس ها هستند.
كتابخانه تشكيل شده از دو ميز نسبتا بزرگ كه كودكان كار دور آن نشسته و مشغول درست كردن كاردستي و يا خواندن كتاب هاي داستان هستند و چند نفري هم مشغول حل تمرين هاي درسي و انجام تكاليف شان هستند چون در خانه هاي كوچك شان، جايي براي درس خواندن كودكان وجود ندارد و البته پسران هم كه بعد از پايان كلاس ها تا شب مشغول كار هستند،ديگر فرصتي براي مرور درس هايشان ندارند مگر در همين ساعات اندكي كه قبل و يا بعد از شروع كلاس ها در اين كتابخانه حضور مي يابند.
"كتابخانه جز روزهاي تعطيل از ساعت 8صبح تا 5بعدازظهر باز است . كلاس هاي فوق برنامه از قبيل كلاس هاي حرفه و هنر براي توانمندسازي و ارتقاي اعتماد به نفس كودكان در همين كتابخانه برگزار مي شود.كلاس هاي تقويتي، آموزش زبان انگليسي، آموزش عكاسي هم براي كودكان علاقمند برگزار مي شود .علاوه بر اين براي كودكان پيش دبستاني و يا كودكاني كه سواد ندارند، كتاب مي خوانيم ."
اين توضيحات را عادله قاسمي ،مسئول كتابخانه انجمن،كه خود فوق ديپلم كامپيوتر دارد، مي دهد و مي افزايد:" هفته اي يكبار و در روزهاي پنجشنبه كه روز بازي و كلاس هاي فوق برنامه است، ميزها و صندلي ها را جمع مي كنيم و فضاي كتابخانه را در اختيار كودكان مي گذاريم تا نمايشي كه خود، داستان آن را نوشته اند اجرا كنند.علاوه بر اين براي نوشتن مقاله و يا تحقيقات درسي به كودكان كمك مي كنيم تا مطالب مورد نياز را از كتابها و دايره المعارف هاي موجود در كتابخانه استخراج كنند.
نشريه اي چندبرگي هم با نام كتابخانه و به صورت هفتگي چاپ مي شود كه به چاپ شعرها، داستانها و نقاشي هاي همين كودكان اختصاص دارد .
حامد 12ساله كه در كلاس دوم درس مي خواند و بعدازظهرها هم در  يك مغازه كفاشي كار مي كند، براي نشريه كتابخانه داستان دنباله دار مي نويسد و خودش نيز طراحي داستان را انجام مي دهد.حامد كه در حال نوشتن داستان جديدش است ، با لهجه كودكانه اش از دنيا گلايه مي كند و مي گويد:" دنيا پر است از آدمهاي بد كه هميشه ما رو اذيت مي كنند." حامد كه ريزنقش تر از سنش به نظر مي آيد، در توضيح مي گويد:" مردم، ما (كودكان كار) رو اذيت مي كنند، توي همين كوچه ها مي ايستند و همش به ما گير مي دهند تا بتونند ما رو كتك بزنند ولي ما هر چقدر بهشون محل نمي ديم باز هم يك جوري ما رو مي زنند." حرف هاي حامد را شكيب 14ساله كه در كلاس پنجم درس مي خواند، تائيد مي كند و مي گويد:"اين دنيا اصلا به درد نمي خوره " .
 
***
در كلاس ديگري، امروز امتحان آرايشگري برگزار مي شود.اتاقي با فضاي محدود، تبديل به آرايشگاه شده است و به مدت دو روز در هفته كودكان كار در اين كلاس، آموزش آرايشگري مي بينند؛ دختران زير 18ساله كه بيشتر در خانه هاي تاريك شان به كارهايي از قبيل قندشكستن، سبزي پاك كردن، بسته بندي جوراب و ....مشغولند آن هم در ازاي دريافت حق الزحمه اي بسيار اندك .

بناساز، در مورد اين كلاس ها مي گويد:" در واقع هدف ما، توانمندي كودكان است و تلاش براي اين كه بتوانيم آسيب هاي ناشي از كار كودكان را كاهش دهيم و فرد را براي استقلال مالي و مسئوليت پذيري اجتماعي آماده كنيم .مسلما كودكي كه در كلاس هاي عكاسي شركت مي كند،بلافاصله عكاس نمي شود ولي با دنياي عكاسي آشنا مي شود و توانايي هاي خود را در اين زمينه كشف مي كند.از سوي ديگر چون اين كودكان از سوي جامعه طرد مي شوند و خانوده هايشان هم نمي توانند آگاهي هاي لازم را به آنان بدهند، كودك مدام شاهد تضاد خود با ساير افراد جامعه است و مسلما اين ناكامي و شكست ها باعث پرخاشگري و ضداجتماع شدن كودك مي شود .ما با اين كلاس ها سعي داريم جلوي اين آسيب ها را بگيريم و كلاس آرايشگري هم جزو اين كلاسها است ."

وي مي افزايد:"هرچند در كلاس هاي آرايشگري، دختران تا 18سال شركت مي كنند اما به دليل اهميتي كه آموزش و توانمندسازي خانواده براي ما دارد، از مادران علاقمند هم در اين كلاسها ثبت نام مي كنيم تا با توانمندي و حرفه اي كه مي آموزند و با كسب درآمد به خانواده خود كمك كنند تا جلوي كار كودك ديگري گرفته شود ."

و امروز پس از گذشت 8ماه از شروع دوره، روز امتحان است و شاگردان كلاس در هياهو و جنب و جوش .بوي رنگ و صداي مداوم سشوار و دست هايي كه بي وقفه در حركتند تا امتحان دهند حرفه آموخته شده را كه شايد با كسب مدرك و شروع شغلي پر درآمدتر، روزنه اي بيابند براي رهايي از فقر .فريما كه به نظر مي رسد جزو بهترين هاي كلاس آرايشگري است، در همين انجمن تا كلاس چهارم درس خوانده و سخت در جستجوي يافتن مدل براي آرايش كردنش است و البته مدل هاي روز امتحان كساني نيستند جز دختران و مادران كودكاني كه در اين انجمن درس مي خوانند و حالا آمده اند تا براي تغييراتي در سرو وضع ظاهري شان بدون اينكه مجبور به پرداخت هزينه اي باشند، مدل رايگان دختران شان و يا دختري ديگر باشند.
و چقدر زمان امتحان براي شكوفه 18ساله كه در خانه جوراب بسته بندي مي كند و فرصتي هم براي سوادآموزي نداشته، زود مي گذرد و اضطراب او با رضايت مدلي كه به موهاي رنگ شده اش در آينه نگاه مي كند، پايان مي يابد.

***
و حالا ديگر ساعت 5 غروب شده و كلاسهاي انجمن تعطيل شده اند تا فردايي ديگر؛ فردايي براي كودكان كار . و چه زيبا ترسيم كرده آنيتاي 13ساله وضعيت كودكان كار را كه البته خود نيز جزو آنهاست .

آنان كارگرند
سرگردان و بيچاره
هميشه كار و كار
بازي و تفريحي كجاست؟
ما كودكان كاريم
ما دنيا را مي سازيم
ما مي گوييم كارگريم
چه كسي مي شنود؟
اين حرفهاي قشنگ را
اين حرفهاي تكراي را
كودكان خيابان
بي پناه و سرگردان
كارگران كوچه ها
بازار و خيابان

فکر کردم بهتره که اين دفعه گزارش کنشگران رو بنويسم تا بيشتر با بچه های کار آشنا بشويد.